الشيخ علي اكبر النهاوندي

163

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )

دارد ؛ مانند كسى باشد كه آتش چوب عفار را كه سخت‌ترين آتش‌هاست ، به چنگ خود نگاه دارد و سببش اين است كه نگاهدارى ايمان ، در حال شدّت ، بليّت و امتحان ، ثواب و اجرش زيادتر از وقتى است كه هيچ‌يك از اين‌ها دچار مؤمن نشود . نهج پنجم : آن است كه دوستان آن بزرگوار دو طايفه‌اند : اوّل ؛ كسانى كه اعتقاد ايشان به امامت آن سرور به حدّى ثابت و راسخ است كه لا يحرّكه العواصف و طول غيبت و ورود شدّت ، باعث تزلزل ، تردّد ، شكّ و ريب آن‌ها نگردد . دوّم ؛ كسانى كه به واسطهء طول غيبت و ورود محنت و شدّت ، متزلزل شوند ، بلكه از اعتقاد به امامت آن بزرگوار برگردند و مرتد شوند . پس سبب غيبت حضرت از اوليا اين است كه دو طايفه از يكديگر جدا شوند ؛ نظير حكمت اصل غيبت او كه تزايل و تفارق مؤمنين از اصلاب كفّار بود ؛ بنابراين عدم ظهورش براى دوستان و مواليان ، آن است كه محبّ صورى و واقعى از هم ديگر ممتاز گردند و وجه استحقاق اوّلى ، عقاب و فرقهء ثانى ثواب ، دانسته شود . چنان‌كه بعد از دعوت نوح ، جماعتى اجابت و اطاعت كردند ، تا آن‌كه خداوند به جهت تمييز محقّ از مبطل به نوح وعده فرمود : چون اين دانه‌هاى خرما را غرس كنى و درخت شوند و خرما بارآورند ، فرج نزديك گردد ، آن‌كه هفت مرتبه اين وعدهء الهى ، اين غرس نوح و دانه‌هاى خرما واقع شد و قوم او گمان كردند بعد از غرس دانه‌هاى اوّليه و ثمر دادن آن‌ها ، بلافاصله فرج مىرسد ، ولى نرسيد ، لهذا در هر مرتبه ، طايفه‌اى از ايشان مرتدّ شدند و جز محبّين صادقين باقى نماند . جميع آيات و اخبار دالّهء بر وجوب اختيار و امتحان و افتتان بر اين دلالت مىكند ؛ مثل قوله تعالى : الم * أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ « 1 » و مثل قول امير المؤمنين عليه السّلام : « و لتبلبلنّ بلبلة و لتغربلنّ غربلة و لتساطون سوط القدر

--> ( 1 ) . سوره عنكبوت ، آيه 1 - 2 .